در مقدمه این اثر آمده است: «خداوند حکیم برای معجزه جاوید پیامبر اعظم(ص) نامهای پُرمعنا و جذابی برگزیده است: کتاب، قرآن فرقان، نور،شفا، رحمت، مبارک، تبیاناً لکل شیء، برهان، احسن الحدیث، این نامگذاری متناسب با برنامه کلی هدایت و تربیت است که دین اسلام براساس آن حرکت میکند؛ نامگذاری به «کتاب» اشاره به همبستگی مطالب، وحدت هدف و وحدت رویکرد است که همه این منظومه و مجموعه تعلیمی و تربیتی را به کتابی واحد تبدیل کرده است.»
در جایی دیگر نیز درج شده است: «نامگذاری این کتاب به «قرآن» اشاره به خواندن و تکرار بسیار آن بر زبان و حفظ آن در سینه و عمل کردن و تربیت شدن بر طبق آن است؛ زیرا کلمه قران مصدر قرائت است و قرائت بهمعنای آشکار کردن یک متن است؛ بنابراین، قرآن کریم هم کتاب است و هم قرآن، و امّا نامگذاری به فرقان و دیگر عناوین برای این است که قرآن کریم تاریکیها را کنار میزند، اندیشهها و باورها را اصلاح و جانها را از علم و معرفت سیراب میکند و بیماریهای دلها و رذایل اخلاق را شفا میدهد و برنامه جامع و کامل زندگی فردی و اجتماعی را فراروی انسان قرار میدهد و در همه حال معیاری روشن برای تشخیص حق از باطل است؛ بنابراین، اگر فرد و جامعه به این کتاب شفابخش که بهترین سخن است، روی آورند و به آن عمل کنند، به فرزانگی و حیات طیب و سعادت فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی میرسند.»
مولف در ادامه مینویسد: «گفتنی است ادبیاتی که در قرآن کریم استفاده شده و نوع تخاطب آن (خطاب به ناس) نشان میدهد که تربیت قرآنی برای عموم مردم است و بهرههای تربیتی و هدایتی آن متوجه گروه خاص و یا افراد خاص نیست، البته به لحاظ تربیتپذیری، تنها افراد و گروههای خاص هدایت الهی را میپذیرند و از بهرههای تربیتی قرآن بهرهمند میشوند نکته بسیار مهم این است که قرآن کریم در همه اعصار و قرون و در تمامی شرایط و موقعیتها مُهیمن بر تمامی افکار و آراء است و آنجا که اندیشه بشری از ارائه طریق بازمیماند، این کتاب الهی راه را میگشاید و حقایق را باز میگوید.